ابراهم والنتاين ويليامز جكسون ( مترجم : منوچهر اميرى و فريدون بدره اى )

33

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى )

ياد شده است ، و اين واژه يادآور نام ماسيس « 1 » است كه ارمنيان بدين كوه داده‌اند و معتقدند كه اين همان كوهى است كه كشتى نوح بر آن نشسته است چه ارمنيان نيز بعد از قبول مسيحيت روايت طوفان را پذيرفته‌اند . نام فارسى آرارات « كوه نوح » 2 است و حال آنكه تاتاران آن را فقط آغرى داغ ( كوه سراشيب ) مىخوانند و اين اسم را به آن رشته از كوه آرارات كه به سمت مشرق امتداد دارد اطلاق كرده‌اند . اين عقيدهء خرافى كه آدميزاده‌اى نمىتواند به قلهء آرارات برسد ، كه در ميان مردم آن سامان رايج است ، مدتهاست كه باطل شده است زيرا در طى صد سال گذشته شانزده بار افراد و دسته‌هاى مختلفى از اروپاييان به قلهء آرارات صعود كرده‌اند و داستان كوهنوردى خود را به رشتهء تحرير در آورده‌اند . افسانه‌هايى كه دربارهء نوح گفته‌اند طبعا به كوه آرارات و حوالى آن ارتباط مىيابد . در گذشته محلى را كه نوح در آنجا تاك نشانده و از افراط در نوشيدن شيرهء انگور مست شده بود در نزديكى قريهء ( اخورى « 2 » ) ( اخرى ) يا ارگورى « 3 » به اين و آن نشان مىدادند و نام آن بنابر ريشه‌شناسى عاميانه در زبان ارمنى به معنى « او ( نوح ) تاك نشانده » ( ارك اور « 4 » ) است و مىگويند كه لغت كنونى ارگورى از كلمهء اخير آمده است 3 . همچنين محلى را كه نوح در آنجا مذبح ساخته و در راه يهوه قربانى سوختنى تقديم كرده بود ، و نيز درخت بيد كوتاه رشد نكرده‌اى را كه مىگفتند كه از تخته پارهء كشتى نوح روييده است به مسافران نشان مىدادند 4 . اين آثار بر اثر زمين‌لرزهء وحشت‌انگيزى كه در دوم ژوئن 1840 ( اول ربيع الثانى 1256 ه . ق ) در نزديكى اخورى روى داد ، و اين قريه را زير و زبر و ساكنانش را محو و نابود كرد ، از ميان رفت . كسانى كه از آن فاجعهء عظيم جان بدر برده بودند سخنانى دربارهء آن مىگفتند كه به حوادث وحشت‌انگيزى كه در روز رستخيز روى مىدهد شباهت داشت . دو شب در ايروان زير بلنديهاى كوه آرارات ، در حالىكه از سرما كم مانده بود خون در رگ و ريشه‌ام يخ ببندد ، خوابيدم . من در جايى كه به اصطلاح « هتل » نام داشت اقامت گزيده بودم ، اما اين مهمانخانه اسم بىمسمايى بيش نبود و چيزى نمانده بود كه از سرما هلاك شوم . وقتى كه به رنجهايى كه در آن سامان ديده‌ام مىانديشم از وحشت بر خود مىلرزم . اما بعدها ، هنگامى كه با آلونكهاى روباز ايران آشنا شدم ، به يادم آمد كه آن مسافرخانهء ايروان در واقع نمىبايست تا آن حد كه به نظر مىرسيد بد باشد . ايروان پايتخت ارمنستان روس و داراى سى هزار جمعيت است . تاريخ ايروان تاريك است ، اما طبعا مردم آن سامان ، بنابر روايتها و سنتهايى كه دارند ،

--> ( 1 ) . Masis ( 2 ) . Akhuri ; Akori ( 3 ) . Arguri ( 4 ) . ark ur